امضاهای خیس و بی صدا
توی گوشیم یه نرم افزار یاداور تولد نصب کرده بودم...بس که همیشه فکر میکردم این روز یه روز خاصیه توی زندگی هر ادمی و چه خوبمیشه عمق دوست داشتنشون رو با یه جمله یه تلفن حتی بیان کرد.....
بعد امشب از سر بی خوابی و بی حوصلگی نشستم به بالا و پایین کردن لیست اون ادمها که به ترتیب ماه تولدشون از بالا به پایین ردیف شدن.....
این شبهای زندگیم یه امضای خاص دارن توی دلشون.... که اشکهای دلتنگی شده اون امضاهه....
که یه وقتای درگیری با خودم که هی میخوام کلنجار برم که مثلا فلان ادمه رو که اغوشش حتی برای یه لحظه برام امنیت بوئد که برام تکیه گاه بود که برام مقدس بود رو دیگه دوست نداشته باشم همون اشکه بی معطلی سر میخوره میاد پایین.....
بعد میدونی سخت ترین قسمتش چیه؟ اینه که این اشکها حتی داغی اش هم بیشتر از اشکهای معمولیه....شاید چون پره از حسرت و افسوس و ای کاش...... پره از حسرت برای یه زندگی معمولی با ادمهای معمولی با یه خانواده ی معمولی و اما ..........
بعد میبینم چقدر اتیش به جون و قلب ادم میخوره وقتی مجبوری ادمهای عزیزت رو ....اونهایی که انعکاس نگاهشون از اولین دفعاتی که چشم به دنیا باز کردی توی قاب نگاهت موندن رو ....اونهایی که اخرین بارها با تمام دل گرفتگی ازشون سیر نگاهشون نکردی رو بخوای کنار بذاری و به دل حرف گوش نکنت یاد بدی که دوسشون نداشته باشن....
تا اینجاشم که بشه یاد داد بعد یه شبی توی خونه ی خودت دور میز با ادمهای دیگه و یه مهمون تازه نشستی و ذهن و چشمات قفل شده روی این ادم جدیده که اخه خدایا این ادم منو یاد کی میندازه که هنوز نیومده اینهمه برام عزیزه....تمام شب رو کلنجار میری و یهو به یه خندهی عمیقش که گوشه ی چشماش خطهای عمیق دوست داشتنی به جا میمونه یا از کشیدگی انگشتهای دستهاش و رنگ پوستش و اون مهربونی خاص ته چشمهاش با خودت میگی ....ای دل غافل....ای لعنت به این زندگی که هیچ کس رو برامون نگه نداشت....ای تف به پول....
ای تف به تمام نرم افزارهای یاداور که نمیذارن اسم اونایی که از دلت پاک نمیشن حداقل از جلوی چشمهات دور باشن
ای تف به این زندگی....به اینهمه نزدیکی اما دوری
ای تف به این امضای خیس و بی صدای هر شب من.......